|
|
Thu 21 05 2009 6:04
شما در آن سالها کجا بودید؟رضا فانی یزدیمی گویند در کنگره بیستم حزب کمونیست اتحاد شوروی در سال ۱۹۵۶ در سخنرانی غیرعلنی خروشچف خطاب به اعضای کنگره که عمدتا در نقد و محکومیت رفتار ... و دیکتاتورمنشانه استالین انجام می شد، اتفاق جالبی افتاد. پس از اینکه خروشچف به مدتی طولانی به نقد و حتی فحاشی به شخصیت استالین پرداخت، یکی از حضار شرکت کننده در کنگره با صدای بلند سوال کرد که شما در آن سالها کجا بودید و چه می کردید. خروشچف با شنیدن این سوال رو به جمعیت کرد و پرسید چه کسی این را پرسید. هیچ کس جواب نداد. دو باره و سه باره سوال کرد که چه کسی این حرف را از من پرسید که من در آن دوران کجا بودم. باز هم پاسخی نشنید. سکوت سالن را گرفته بود. خروشچف با لحنی تمسخر آمیز گفت من همان جایی بودم که تو امروز نشسته ای و همان کاری را می کردم که تو امروز می کنی. این داستان مرا به یاد کسانی می اندازد که از میرحسین موسوی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری، می پرسند آقای موسوی، شما در دهه اول جمهوری اسلامی و در دوران کشتار و جنایت های رژیم، بویژه در سال ۶۷، کجا بودید و چه می کردید. موسوی همان جا بود که بسیاری از آقایان و خانم هایی که امروز سوال می کنند نشسته بودند. موسوی درست در کنار آنها نشسته بود گرچه در مقام ریاست دولت و مدیر اجرایی پروژه های دولتی، اما همانجایی نشسته بود که بقیه اعضای هیات دولت، معاونین وزرا و رهبران و بنیانگذاران سپاه پاسداران و اعضای وزارت اطلاعات و دیگر وابستگان دور و نزدیک به حکومت اسلامی نشسته بودند. سال گذشته در سالروز کشتار ۶۷ رادیو دویچه وله مصاحبه ای داشت با آقای سازگارا که ایشان به این کشتار اشاره کرده و گله و گلایه می کردند. چند روز پیش نیز در روزآنلاین مطلبی به قلم خانم فریبا داوودی مهاجر خواندم که ایشان نیز به بهانه حمله به موسوی از کشتار ۶۷ نام برده بودند. این روزها شاهدیم که همزمان با انتخابات ریاست جمهوری، آقای میرحسین موسوی که از قضا پس از دو دهه زندگی در خفا به صحنه بازگشته است، مورد سوال قرار گرفته که آقا، شما آن روزها که در مملکت دسته دسته بچه های مردم را می کشتند کجا بودید. تا آنجا که به خاطر دارم در آن روزها به جز آیت الله منتظری هیچکدام دیگر از آقایان و خانمها اعتراضی نکردند. همه آنها همانجایی بودند که آقایان موسوی، کروبی و رضایی نشسته بودند. آقای احمدی نژاد را نمی دانم که آن زمان به چه کاری مشغول بودند. اما این آقایان به اتفاق بسیاری دیگر از خانم ها و آقایانی که امروز مدعی خون قربانیان دهه اولیه انقلاب شده اند و اشک تمساح می ریزند همه در کنار هم همانجایی نشسته بودند که مرادشان دستور قتل عام ها را صادر می کرد و با سکوت خود آن همه جنایت را تایید می کردند. و یا در بهترین حالت، معترض نبودند. بیشتر از یکسال از مصاحبه آقای سازگارا با دویچه وله می گذرد. اما نمی توانم از ذهنم بیرونش کنم. مطلب خانم فریبا داوودی که نیز از دوستان ایشان است باز آن مصاحبه را به خاطرم آورد. آقای سازگارا که چند سال پیش از کشورخارج شدند، خود را از بنیادگذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کردند و بسیار جالب است که از همان فردای خروج از کشور نیز مدعی رهبری اپوزیسیون رژیم هستند. و آنچنان از حکومت اسلامی حرف می زنند که انگار از همان بدو پیدایش حکومت دینی از مخالفین سرسخت آن بوده و گویا مادرزاد دمکرات مدافع حقوق بشر پا به این جهان گذاشته اند. مدتها بود که در دلم مانده بود که از ایشان بپرسم شما در آن سالهای کشتار که امروز محکومش می کنید - و بسیار خوشحالم که چنین می کنید – براستی در آن سالها کجا بودید؟ اگر همانگونه که خود مدعی هستید که در آن روزگار از بینانگذاران و فرماندهان سپاه پاسداران بوده اید، نقش شما در آن سالها چه بود؟ شما بهتر از من می دانید که کشتار وشکنجه فقط محدود به جنایت سال ۶۷ که به فجیع ترین شکل خود را به نمایش گذاشت، محدود نبوده است. کشتار سال ۶۷ اوج و اعتلای جنایت رژیم بود اما بسیاری پیشتر از آن هزاران زندانی سیاسی به اتهامات گوناگون شکنجه شده، سالهای طولانی در سلولهای انفرادی، گاودانی ها و قبرها و انباری ها حبس کشیده و اعدام شده اند. راستی شما در آن سالها کجا بودید و چه می کردید؟ تمام آن سالهای تیره و تار که آیت الله منتظری تک و تنها با استفاده از هر فرصتی رفتار وحشیانه با زندانیان را محکوم می کرد و هیات های نمایندگی ایشان به زندانهای سراسر کشور اعزام می شدند، شما چه می کردید؟ شما و دیگر دوستان شما که امروز ادعای رهبری اپوزیسیون نظام اسلامی را دارید، و گاه به شوخی رئیس جمهورتان می خوانند، در آن سالها به این همه جنایت چه اعتراضی کردید؟ زمانی که آیت الله منتظری مورد غضب رهبر عظیم الشان تان واقع شد و بسیاری از اعضای خانواده ایشان گرفتار غضب رهبر شدند، شما در دفاع از ایشان چه گفتید؟ شما و امثال شما در مقامی نیستید که از موسوی و کروبی سوال کنید که آنها کجا بودند و چه می کردند زیرا آنها همانجایی بودند که شما و برخی دوستان شما جا خوش کرده بودید و حتی گاه خوشحال از اینکه رقیبان و مخالفان سیاسی تان را به قتلگاه می برند شادمانی می کردید. اگر قرار است کسی از موسوی و کروبی سوال کند که آنها آن زمان کجا بودند و چه می کردند و چرا امروز باید پاسخگوی موقعیت دیروز خود در نظام اسلامی باشند در درجه اول قربانیان و خانواده های آنها هستند، و در کنار آنها مراجع ذیصلاح حقوقی و یا کسانی که هیچ نقشی در این کشتار نداشته اند. کسانی که در آن زمان شاهد کشتار بوده اند، ولی به خاطر اینکه منافع شان با منافع رژیم گره خورده بود سکوت کرده اندند، اکنون حق ندارند به خاطر منافع سیاسی خود از پرچم حق خواهی آن قربانیان استفاده یا سوء استفاده کنند. شما کاش به جای سوال از موسوی و کروبی و دیگر آقایان، خود به عنوان شاهدین جنایت آنچه را که از آن روزها به خاطر دارید مکتوب کرده و کمک کنید که گوشه هایی از این جنایت هولناک برای تاریخ و خانواده قربانیان بازگو شود. جنایتی که اگر همه ما و شما کمک کنیم، و به تصویرش در آوریم، و ابعاد فاجعه آمیز و پنهان آن را بازگویی کنیم، نه دیگر کسی جرات تکرار آن را دارد و نه جامعه دیگر پذیرای آن خواهد شد. کشتار فاجعه آمیز سال ۶۷ و جنایت ها و فجایعی که به سرکوب مخالفین نظام اسلامی در دهه اول انقلاب منجر گردید را فرصت طلبانه در مقابل حریف انتخاباتی ریاست جمهوری دستمایه سیاست لحظه ای خود نکنید. به میان کشیدن کشتار ۶۷ در مقابله با نامزدهای انتخاباتی در حقیقت لوث کردن فاجعه کشتار زندانیان سیاسی است و عملا به پنهان نگاه داشتن هر چه بیشتر عمق این فاجعه کمک نموده و طراحان و مجریان اصلی فاجعه کشتار توسط رژیم اسلامی را به فراموشی می سپارد. با احترام، رضا فانی یزدی ۲۰ مه ۲۰۰۹ نظر کاربران: سلام آقای فانی عزیز همشهری خودم. کشتار زندانیان سیاسی سال۶۷ که به روشنی به فاجعه ملی نام گرفت هرگز از پرونده سیاه رژیم جمهوری اسلامی پاک نخواهد شد. این حق شما است که از آقای سازگارا سوال کنید شما هم آن سالها کجا بودید؟ و این حق بی شک همه ما ایرانی ها است که از نامزادهای رییس جمهوری بپرسیم شما آن سالها، سالهایی که اعدام ها را می شمردند تا کسی جا نماند کجا بودید...فانی جان کشتار تابستان ۶۷ و اعدام و شکنجه همه انسانهایی که در این سالها، همه سالهای این رژیم برای آزادی و انسانیت قربانی شدند، برای تک تک ما دردآور و غم انگیز است اما از پس این سال ها ما تجربه گرانقدری بدست آوردیم. ما تغییر کردیم و جوهر نوگرایی و بالندگی را به تجربه های خود افزودیم، قرار نیست تمام انسان ها تا ابد در تاریک خانه بسر ببرند و سیاه بمانند آقای سازگارا هم تغییر کرده است و بارها از آن سالهای مرگ و کشتار سخن رانده است و اعتراف به آن کرده است. خواست و مطالبات جامعه ما و جنبش های وسیع حق طلبی برای آزادیخواهی و حقوق شهروندی خود باعث شده است ما هر روز شاهد صدای نویی باشیم، کسانی که از جنس ما و خواست مردم نبودند و امروز با ما و اراده مردم همراه شدند و به جنایت کشتار ۶۷ نیز اعتراف می کنند و آقای سازگارا از همین افراد است و سوال من از ایشان هیچ کمکی به روند مبارزه به فضای باز سیاسی و دمکراسی نمیکند بلکه باید از انهایی پرسید که با پرچم ننگین جمهوری اسلامی و لابی کردن کشتار زندانیان سیاسی خود را کاندید رییس جمهوری کردند و سخن از حقوق شهروندی و حق مردم می کنند.. راستی آقایان کاندید، چه پاسخی برای قصابی کردن و کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ دارید آن موقعه کجا و چه می کردید؟ با احترام دوست شما هادی * آقای رضا فانی مطالبی را بیان میدارند که جای بحث دارد. اولاً، آقای سازگارا هرگز از "بنیانگزاران" و یا "فرماندگان" سپاه پاسداران نبوده. سازگارا در تدوین اساسنامه سپاه، به همراه یوسف کلاهدوز، شرکت داشته. ثانیاً، مسئله اعتراض به سکوت میر حسین موسوی بدین دلیل است که فرد مزبور در مقام مسئول اول قوه مجریه کشور باید جوابگوی عملکرد رژیم در آن سالها باشد. مسئولین طراز اول یک نظام، از لحاظ حقوقی، دارای مسئولیت مشترک هستند و نمیتوانند از زیر بار سیاستهای به اجرا گذاشته شده شانه خالی کنند. ثالثاً، محسن سازگارا در مخالفت با این رژیم به زندان افتاد. او عملکرد گذشته خود را به زیر سوال برده و کل حاکمیت رژیم اسلامی را محکوم میکند. در حالیکه موسوی هنوز از باورمندان ولایت فقیه است و حتی حاظر نیست قانون اساسی ارتجاعی این رژیم را تغییر دهد. سازگارا هرگز خود را "رهبر اپوزیسیون" نخواند و این تعبیر شخصی جناب فانی یزدی است. خواهشمندم که دوستان نویسنده، قبل از نگارش مطالبشان، کمی فاکتهای موجود را بررسی کنند. * آقای فانی با این تفاصیل هیچکس نباید از موسوی این سوال را بکند. آیا این سانسور کردن افکار دیگران نیست ؟ آیا نباید قبول کرد که گنجی و فریبا داوودی به این نتیجه رسیده اند که و می گویند که آن رفتار که با شما و دوستانتان شد غلط بود؟ * آقای فانی یزدی، من بالاخره متوجه نشده ام که شما چه کسی را برای سوالش، زیر سوال می برید؟ اینکه امثال سازگارا دستش در دستان همه سردمداران جمهوری اسلامی در بسیاری فجایع آن قرار داشته، امری است که قابل درک هست؛ اما، این چه ربطی دارد به اینکه از اشخاصی مثل موسوی که ادعا دارد میخواهد بر رأس امور اجرائی تکیه زند، سوال گردد شما آن موقع که نخست وزیر - بعبارتی مثل رئیس جمهور در شرائط کنونی - بوده اید، در قبال نه تنها تمامی جنایاتی که مرتکب شده اید و شده اند، چه نظری دارید، بلکه باید او را برای سوء مدیریت، تداوم جنگی که به مرگ و کشت و نابودی بنیان های اقتصادی جامعه منجر شده نیز مورد سوال قرار داد. اصولاً موسوی یا کروبی کس یا کسانی نیستند که خواسته باشیم سوابق اش را با چهار سال ریاست اسمی جمهوری توسط احمدی نژاد را مقایسه کنیم. امثال من و یا بسیاری کسان دیگر که بخاطر شرائط خفقانی که ساختار حکومتی موسوی فراهم آورده بودند زندانی شده و یا مجبور به ترک آن سرزمین گردیده اند. چه کسی تاوان چنین اموری را میدهد و چرا نباید رئیس دولت وقت نسبت به اعمال خود در آن زمان و یا بسیاری دیگر از قضایا مسئول باشد؟ چرا سوال از ایشان را تنها محدود میکنید به کسانی که ضررهای مشخص جانی و مالی و غیره تحمل کرده اند؟ آیا غیراز این است که این کار شما بطور غیرمستقیم سوال کننده گان از موسوی و یا کروبی و نقش اینان و بسیاری دیگر از این باصطلاح اصلاح طلب نمایان در دهه های اولیه بعداز تحولات 57 را با سازگارا همسو می گیریید و باصطلاح آنان را بخاطر بدنامی امثال سازگارا پیشاپیش از حق سوال محروم می کنید؟ |
|
Iran Emrooz
(iranian political online magazine) iran emrooz©1998-2010 |
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال ميگردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است. |